خسته شدم،به همین سادگی،اعتراف سختی نیست….در واقع بریدم.خسته شدم از کوچک شدن، از تحقیر، از صبر، از ندونستن، از بلاتکلیفی…… تو بهم بگو اون دنیای قشنگ کجاست؟ کجاست اون زندگی ای که هر روزش خنده بود؟ بهم بگو تا اشک عین اسید چشمامو نخورده……
خسته ام خیلی خسته،شاید یه جزیره لازم دارم، که توش تنها زندگی کنم، یکی از بچه ها میگفت حتی فکرشم لذت بخشه! ولی من خودشو میخوام!
4 months ago


